|
»»»»» نوشته شده توسط مریم |
»»»»» نوشته شده توسط مریم | <P align=center> من گناه کردم و تو محکومم کردي به دوري<BR>گذاشتي من روي زمين زندگي کنم<BR><BR>روي زمين زندگي کنم تا تجربه کنم<BR><BR>تا تجربه کنم عشق رو که به تو برسم<BR><BR>ولي تو نميدوني چقدر راه عشق سخته<BR><BR>تو عاشق مني ولي منو محکوم به تنهايي و دوري از خودت کردي <BR><BR>بهت گفتم خدايا ميخوام بهت نزديک بشم گفتي عشق رو تجربه کن<BR><BR>گفتم خدايا عشق يعني چي جواب دادي عشق معنا نداره اونو تجربه کن<BR><BR>ازت پرسيدم چطور عشق رو تجربه کنم؟ عشق کجاست؟ کجا دنبالش بگردم؟<BR><BR>گفتي خودش مياد سراغت , خودش مياد<BR><BR>گفتم اگه عشق رو پيدا کنم چي بهش بگم<BR><BR>گفتي هيچ حرفي نزن بزار عشق تو چشمات بمونه<BR><BR>گفتي بزار عشق خودش معناي عشقو تو چشمات ببينه و بفهمه<BR><BR>گفتي راجب عشقت حرفي نزن اعتراف به عشقت نکن<BR><BR>تو گفتي اگه به عشقت اعتراف کني و بزاري عشق روي زبونت جاري بشه اون موقع عشق مي ميره<BR><BR>گفتي بزار عشق فقط تو چشمات باقي بمونه<BR><BR>من گفتم خدايا سخته اين خيلي سخته<BR><BR>گفتي سعي کن<BR><BR>گفتم اگه به عشقم اعتراف نکردم و اون رفت چي خدايا اون موقع چي به سر من مياد<BR><BR>و تو بهم گفتي عذاب<BR><BR>گفتي عذاب عشق <BR><BR>گفتي بعدش عذاب عشق رو حس مي کني<BR><BR>گفتم خدايا عذاب؟ تو به من عذاب عشق رو مي دي بعد از تمام جستجوهام تو به من عذاب عشق رو مي خواي بدي<BR><BR>گفتي بله عذاب عشق همون معناي عشقه<BR><BR>و گفتي اگه عذاب عشق رو حس کني تو عاشقي<BR><BR>و من پرسييدم خدايا بعدش چي مي شه<BR><BR>گفتي با عذابت باقي مي موني<BR><BR>با عذابت باقي مي موني باقي مي موني<BR><BR>و گفتي بهت اعتماد کنم و عشق رو تجربه کنم<BR><BR>ولي خداي من <BR><BR>ترس<BR><BR>با ترسم چکار کنم <BR><BR>و تو جواب ندادي<BR><BR>فقط بهم نگاه کردي و رفتي<BR></P> »»»»» نوشته شده توسط مریم | |